الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

160

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

اين آيهء شريفه دلالت دارد بر وجوب پرهيز ( از گناهان ) و مخالفت با دستورات شرع ، هنگام انذار طائفهء منذرين ، بدون اعتبار حصول علم ( براى شنوندگان ) از ناحيهء تواتر اخبار منذرين و يا همراه بودن قرينه‌اى ، پس به مجرّد اخبار ( منذرين ) عمل به آن واجب مىگردد . پس عمل به خبر واحد واجب است . و اما وجوب حذر از دو جهت است : ( وجه اول ) اين است كه لفظ ( لعل ) پس از انسلاخ از معناى حقيقىاش ( يعنى : ترجى ) ، دلالت دارد بر اينكه مدخولش ( يعنى : حذر ) مطلوب و محبوب متكلّم است و اگر حسن آن ( حذر ) محقق و ثابت گردد وجوبش نيز ثابت مىشود ( و اين وجه وجوب ) : يا امرى است كه در معالم ذكر فرموده مبنى بر اينكه : هيچ معنا و مفهومى براى استحباب حذر وجود ندارد ، چون با قيام مقتضى حذر واجب مىشود و با عدم مقتضى حسنى ندارد . و يا به خاطر اين است كه رجحان عمل به خبر واحد ، مستلزم آن است كه ( عمل به خبر واحد ) به دليل اجماع مركب واجب باشد ، زيرا تمام كسانى كه ( عمل به آن را ) تجويز كرده‌اند ، واجبش هم ننموده‌اند . ( وجه دوم ) اين است كه ظاهر آيه بيانگر وجوب انذار است ، چرا كه انذار نهايتا براى نفر واقع شده كه به ملاحظه ( وقوع نفر ) بعد از ( لو لا ) واجب است . پس وقتى انذار واجب شده وجوب حذر را به دو دليل واجب مىكند : دليل اول اينكه : حذر غايت امر واجب ( يعنى انذار ) است ( و غايت واجب هم كه واجب است ) ، زيرا غايت مترتب بر فعل واجب از امورى است كه امر به ترك آن راضى نيست ، خواه از افعال متعلق تكليف باشد يا نه ( از افعال قهرى و طبيعى ) مثل : تب لعلّك تفلح : از گناهان توبه كن شايد رستگار شوى ؛ اسلم تدخل الجنّة : مسلمان شو شايد به بهشت وارد شوى و مثل اين كلام خداى تعالى : فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى : با او با سخن نرم تكلم كنيد شايد متذكر يا خائف شود . دليل دوم اينكه : وقتى انذار واجب شود ، قبول آن‌هم ثابت مىشود و گرنه انذار لغو مىشود و نظير اين ( استدلال ) بيانى است كه جناب شهيد ثانى در كتاب مسالك جهت وجوب قبول قول زن و تصديقش دربارهء عدّه ، به آن تمسّك نموده و در مقام استدلال به آيه شريفه وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ جهت مطلوب مذكور فرموده است : وقتى آيه دلالت بر حرمت كتمان و وجوب اظهار بر زنان داشت ، نفس همين امر دلالت دارد بر قبول قول ايشان دربارهء آنچه مربوط به ارحامشان مىباشد .